از تو ساده دل نمیکنم.............چون میدونم ساده رهام نمیکنی......
شاید همیشه نباید منتظر موند....
شاید باید گاهی وقتا چشمامونو رو همه خوبی ها ببندیم.
شاید رفتن، گاهی اوقات ترک کردن بهترین راه باشه.
بی تو بودن و حتی تصورش برام سخت میشه پس تنهام نزار
به یاد جمعه.24/2/ 1389 تو فلکه خیام ، پاساژ آذر بایجان و تو با سرعت از کاشانی میومدی...
نگهداشتی و من از جلو ماشینت رد شدم.
به یاد لحظه ای که خیابونای یه طرفه رو میومدی بالا....
به یاد لحظه ای که گفتم دماغتو عمل کردی....
به یاد لحظه ای که خواستی زانو بزنی و شماره بدی...
به یاد لحظه ای که شمارتو گرفتمو دل تو دلم نبود
به یاد قرارایی که تنهایی نمیومدم...
به یاد بستنی بد مزه که آخرش نخوردیمو انداختیم تو کیسه..
به یاد روزی که می خواستیم تیغت بزنیمو توام تیغ نمی خوذدی..(کش پولو دادی و گفتی موهاتو برو تو خوابگاه باهاش ببند)
نمک کوچولویی که دادی... هههههههه....

به یاد نتایج کنکورت...
به یاد اون آفتابگیر توری که داشتی و سعی میکردیم کشف کنیم چطوری باید بزنیم رو شیشه..
به یاد شهربازی که سمیرایینارو کاشتیمو رفتیم بند...
به یاد خاطره ها ...چه بستنی خوشمزه بود که گلمو گم کردم...
به یاد گل بستنی که زانو زدی و برام دادی...
به یاد چاقاله دزدیمون تو بوته ها...
به یاد دست نگرفتنام....
به یاد گل زردی که تو رود انداختمو برام گرفتیش...
به یاد چیپس لیمویی ...
به یاد والیبال زدنامون که میگفتم خودم والیبالیستم..توام می گفتی از صدای توپ زدنت مشخصه...
به یاد اولین شاخه گل رز که زیر صندلی ماشینت قایمش کرده بودی..

به یاد کافی شاپ چیچست که من از پله ها افتادمو.....
به یاد روز تولدم...که یادت رفته بود...(چه حرصی خوردم اون شب...اگه می دونستی..)
به یاد شبی که از ترمینال اومدیمو دستمو گرفتی..
به یاد قهر کردنامو گوشی خاموش کردنامو کرم ریختنام..
به یاد قهر و آشتیا...به یاد منت کشیای من...هههه به دروغ میگفتم عذاب وجدان دارم و در صورتی که دلم برات داشت از تو سینه در میومد.
به یاد الار باغی که دستتو گرفتم...
به یاد هلو دزدیدنامون و انگور بالا کشیدنامونو آلبالو کندنای تو....
به یاد روزی که کیسه آلبالو هارو از آینه بغلیت آویزون کرده بودم.
خودمونیما ..چه کرمایی داشتم!!!!
به یاد بندی که رفتیم هم زمان هم داداشتینا بودن و هم ارشاد....
به یاد اون شب پای خوابگاه که ماکارانی برات مینداختم...
به یاد شبی که جلو پنجره نشسته بودمو کلی بابته اون حتی حالا حالاها سرزنشم کردی و شک می کردی...
به یاد شبی که شاگرد ساندویچی شدی و برامون ساندویچ آوردی...
به یاد صبح هایی که با زور بیدارت می کردم تا منو ببری کاراموزی..
به یاد روزی که اومدی محل کاراموزیم...چه روز خوبی بود..البته اگه منشی میزاشت!
به یاد اون 2 تا گاوا تو جاده....خاستم بمیرم اون لحظه و قه قهه های تو....
به یاد اون کلی که انداختیمو من باختمو....اون شبی که تصادف شد بابته....ههههههههه 
به یاد چیچستو سرتو رو پام می زاشتی..به یاد اون مرده که با دو دستی تو هوا پشه میکشت...هههه..
به یاد شبی که برات قیافه گرفتم به خاطر وقت نزاشتن برامو بعد ارشاد اومد کنار ما واستادو پرسید....چه نسبتی...
و به یاد....خیلی چیزای دیگه...
به یاد امروز که از دستم خسته شدی و باهام قهر کردی و من بی گناهم...
امروز یه روز مذخرف ...من سرما خوردم و بهنام بی خبر از حال من!

به یاد ۱۷/۸/۸۹ کلاس روز دوشنبه رو پیچوندم تا بیام پیش تو.توام برام نوک حنایی (جوجویی) گرفتی
بعدش رفتیم بند برام ترشک گرفتی...وای که چقدر ترش بود
بعدش....شبش....تو ماشین....
نمیتونم بگم چی شد.........


بهنام دیشب قبل خواب یه لحظه فکر کردم شاید همه چی دروغ بشه....
شاید دوست داشتنت دروغ باشه و خودتم خبر نداشته باشی...
شاید یه روز پشیمون بشیم...
شاید یه روز ازم سیر بشی...
شاید کوه آرزوهامو سرم خراب کنی...اون وقت می چی کار کنم؟!!
خیلی گریه کردم!
بهم خیانت نکن..خوووب؟باااشه؟به خدا من خیلی دوست دارم...تنهام نزار...
***
***
***
بهنــــــــــــــــــــــــــــــام و طلا
***
***
***